۶۶۴۷۹۶۱۵

مشاوره رایگان

جستجو
 

چاپ در ایران (قسمت چهارم)

نبشته > چاپ کتاب  > چاپ در ایران (قسمت چهارم)

چاپ در ایران (قسمت چهارم)

صنعت چاپ کتاب در ایران

از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۸۰ ش‌ را می‌توان‌ به‌ دو دوره اصلی‌ و چند دوره فرعی‌ تقسیم‌ کرد. دوره‌های‌ اصلی‌ شامل‌ ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ ش‌ (دوره پهلوی‌ دوم‌)، ۱۳۵۷ ش‌ (وقوع‌ انقلاب‌ اسلامی‌) به‌ بعد است‌. تقسیم‌ دوره اصلی‌، که‌ بیشتر تاریخی‌ است‌، به‌ دوره‌های‌ فرعی‌تر بر حسب‌ عاملهای‌ مؤثر در چاپ‌، مانند فنّاوری‌ چاپ‌، رویدادهای‌ فرهنگی‌، تحولات‌ آموزشی‌ و متغیرهای‌ دیگر، است‌. از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ ش‌، به‌رغم‌ مداخلات‌ ادواری‌ حکومت‌ و ممیزیهای‌ موقت‌، چاپ‌ و نشر تقریباً آزاد بود. شمار مطبوعات‌ که‌ در ابتدای‌ دوره رضاشاه‌ کاهش‌ یافته‌ بود، پس‌ از سقوط‌ او مجدداً افزایش‌ یافت‌ (الول‌ ـ ساتون‌ ، ص‌ ۲۴۸ـ۲۴۹). چاپخانه تابان‌، به‌ عنوان‌ نخستین‌ چاپخانه خصوصی‌ که‌ به‌ دستگاههای‌ جدید و خودکار مجهز شد، در همین‌ سالهای‌ پس‌ از جنگ‌، تحولی‌ چشمگیر را از سرگذراند. چاپخانه بانک‌ ملی‌ ایران‌ هم‌ به‌ دستگاههای‌ ملخی‌ جدید مجهز گردید (مؤسسه نوریانی‌، ص‌ ۳). چاپخانه اطلاعات‌ هم‌ که‌ پیش‌ از ۱۳۲۰ ش‌ چاپخانه بزرگی‌ بود، مجهزتر گردید. در ۱۳۲۶ ش‌، کارگران‌ چاپخانه بانک‌ ملی‌ ایران‌ اعتصاب‌ کردند (قاسمی‌، ۱۳۸۰ ش‌ ب‌ ، ص‌ ۹۷). در ۱۳۲۹ ش‌، در دوره حکومت‌ رزم‌آرا، دستور داده‌ شد چاپخانه‌ها را شدیداً تحت‌نظر قرار دهند. آزادی‌ چاپ‌ و مطبوعات‌، با سیاست‌ حکومت‌ وقت‌ مغایر بود (سفری‌، ج‌۲، ص‌۷۹ـ۸۰؛ نیز رجوع کنید به قاسمی‌، ۱۳۸۰ش‌ ب‌ ، ص‌ ۹۸ـ۹۹).

با کودتای‌ نظامی‌ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و برقراری‌ حکومت‌ نظامی‌ در پی‌ آن‌، ایجاد اختناق‌ سیاسی‌ و تعطیل‌ شدن‌ مطبوعات‌ عصر آزادی‌، چاپخانه‌های‌ بخش‌ خصوصی‌ با بحران‌ روبه‌رو شدند. چاپگران‌ مخفی‌ تا مدتها پس‌ از کودتا در چاپ‌ اعلامیه‌ها و بیانیه‌های‌ سیاسی‌ شگردهایی‌ به‌ کار می‌گرفتند. محرّمعلی‌خان‌، مفتّش‌ شهربانی‌، و شگردها و ترفندهای‌ او در اعمال‌ نظارت‌ دولت‌ بر چاپخانه‌ها، فصلی‌ از تاریخ‌ سانسور چاپخانه‌ها و کتاب‌ و مطبوعات‌ در دوره پهلوی‌ دوم‌ است‌ (برای‌ وصفی‌ از او رجوع کنید به بهزادی‌، ص۵۰۹ ـ۵۳۷؛ نیز رجوع کنید به باقری‌، ص‌ ۸۴ ـ۸۵).

در دهه ۱۳۳۰ ش‌، دستگاههای‌ افست‌ رُتاتیو و دورنگ‌ و چهاررنگ‌ جدید به‌ ایران‌ وارد شد و تحولی‌ فنی‌ در چاپ کتاب و دیگر مقولات‌ به‌ بار آورد. چاپخانه‌های‌ افست‌، روزنامه کیهان‌ و سپهر، مهم‌ترین‌ چاپخانه‌های‌ آن‌ دهه‌ به‌ شمار می‌آیند (براساس‌ گفتگو با افراد مطّلع‌).

در دهه ۱۳۴۰ ش‌ چاپ‌ وارد مرحله تازه‌ای‌ شد و چاپ کتاب های‌ درسی‌ در هیئتی‌ جدید، کتابهای‌ ارزان‌ قیمت‌ جیبی‌ و شماری‌ نشریه‌ و گسترش‌ آموزشهای‌ چاپ‌ بر رونق‌ آن‌ افزود.

در مهر ۱۳۴۰ مؤسسه نوریانی‌ (تأسیس‌ ۱۳۰۹ش‌)، که‌ فعال‌ترین‌ نهاد در زمینه چاپ‌ بود، آموزشگاه‌چاپ‌ و حروفچینی‌ خود را افتتاح‌ کرد که‌ هم‌ کارگر چاپ‌ مبتدی‌ می‌پذیرفت‌ و هم‌ کارگر با تجربه‌. این‌ مؤسسه‌ به‌ ایجاد کارگاه‌ مجهزی‌ به‌ انواع‌ دستگاههای‌چاپ‌، لیتوگرافی‌،صحافی ‌و تعمیر دستگاههای‌چاپ‌، و به‌ویژه‌ برای‌ مقاصدآموزشی‌، اقدام‌ کرد (مؤسسه نوریانی‌، ص‌۴).

تا حدود نیمه دهه ۱۳۴۰ ش‌، آموزش‌ چاپ‌ در ایران‌ به‌ شیوه استادی‌ ـ شاگردی‌ و از طریق‌ چاپخانه‌ها انتقال‌ می‌یافت‌. در ۱۳۴۴ ش‌، رشته چاپ‌ در هنرستان‌ فنی‌ تا مقطع‌ دیپلم‌ فنی‌ دایر شد (درویش‌، ص‌ ۶). از ۱۳۴۵ ش‌ به‌ بعد، هر سال‌ چند تن‌ برای‌ فراگرفتن‌ فنون‌ جدید چاپ‌ به‌ اتریش‌ اعزام‌ می‌شدند و در هنرستانهای‌ وین‌ تعلیم‌ می‌دیدند. یازده‌ تن‌ از این‌ عده‌ پس‌ از گذراندن‌ دوره‌ها تا ۱۳۵۱ ش‌ به‌ ایران‌ بازگشتند و در هنرستان‌ صنعتی‌ به‌ تدریس‌ چاپ‌ پرداختند. این‌ هنرستان‌ که‌ از مهر ۱۳۴۲ با همکاری‌ اتریشیها بر پا شد و به‌ تربیت‌ هنرآموزان‌ چاپ‌ پرداخت‌، نخست‌ با نام‌ مجتمع‌ رضا پهلوی‌ فعالیت‌ می‌کرد، در دهه ۱۲۵۰ ش‌ به‌آموزشکده‌ تبدیل‌ گردید و پس‌ از انقلاب‌، آموزشکده‌ وهنرستان‌ شد و اکنون‌ همچنان‌ دایر است‌ و با عنوان‌ هنرستان‌ امام‌ صادق‌ به‌ فعالیت‌ آموزشی‌ خود ادامه‌ می‌دهد («تاریخچه رشته چاپ‌ در هنرستان‌ امام‌ صادق‌ (ع‌)»، ص‌ ۹).

سالهای‌ منتهی‌ به‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ در دهه ۱۳۵۰ ش‌ نیز برای‌ چاپ‌ کشور از سالهای‌ پر تعارض‌ به‌ شمار می‌آید. افزایش‌ چشمگیر درآمد کشور و طرحهای‌ گسترده توسعه‌، که‌ گسترش‌ چاپ‌ را هم‌ اقتضا می‌کرد، با سیاست‌ نظارتِ بسیار شدید بر چاپ‌ کتاب‌ و مطبوعات همراه‌ شد. ورود تجهیزات‌ جدید چاپ‌، از جمله‌ دستگاه‌ لاینوترون‌، پاسخی‌ به‌ نیازهای‌ رو به‌ افزایش‌ منابع‌ چاپی‌، به‌ویژه‌ کتابهای‌ درسی‌ مدارس‌ و دانشگاهها، بود، حال‌ آنکه‌ تنوع‌ آموزشی‌ و تکثر منابع‌ که‌ نیاز جدید کشور بود، با سیاست‌ نظارت‌ چاپی‌ در تضاد کامل‌ قرار داشت‌. نتیجه این‌ وضع‌، که‌ بازتابی‌ از بن‌بست‌ سیاسی‌ کشور بود، به‌ انفجار چاپی‌ انبوهی‌ از مواد و مطالب‌ ممنوع‌، با عنوان‌ کتابهای‌ «جلد سفید» و ظهورو رواج‌ گسترده چاپ‌ مخفی‌ انجامید (رجوع کنید به باقری‌، ص‌ ۸۴ ـ۹۰؛ رمضان‌ شیرازی‌، ص‌ ۹۹ـ۱۰۱).

در جریان‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ۱۳۵۷ ش‌، چاپخانه‌ها یکی‌ از مهم‌ترین‌ و حساس‌ترین‌ کانونهای‌ فعالیت‌ برضد حکومت‌ پهلوی‌ بودند. مانند سالهای‌ ۱۳۳۱ـ۱۳۳۲ ش‌، بسیاری‌ از چاپخانه‌ها در سه‌ نوبتِ شبانه‌ روز کار می‌کردند و باز هم‌ از عهده تأمین‌ نیازهای‌ چاپی‌ برنمی‌آمدند. شمارگان‌ روزنامه‌های‌ اطلاعات ‌و کیهان‌ از مرز یک‌ میلیون‌ نسخه‌ و آیندگان‌ از مرز ششصدهزار نسخه‌ در روزهای‌ انقلاب‌ گذشت‌، که‌ در تاریخ‌ چاپ‌ ایران‌ بی‌سابقه‌ بود (بهشتی‌پور، ص‌ ۲۳۰).

از خروج‌ محمدرضا پهلوی‌ از ایران‌ در دی‌ ۱۳۵۷ تا آغاز تجاوز نظامی‌ عراق‌ به‌ خاک‌ ایران‌ در پایان‌ شهریور ۱۳۵۹، بیش‌ از ۳۵۰ عنوان‌ روزنامه‌ در ایران‌ چاپ‌ شده‌ است‌ (محسنیان‌راد، ص‌ ۶۵). در اردیبهشت‌ ۱۳۵۸ بیش‌ از هشتاد حزب‌ و سازمان‌ سیاسی‌ اعلام‌ موجودیت‌ کرده‌ بودند و قریب‌ به‌ اتفاق‌ آنها به‌ نوعی‌ فعالیت‌ چاپی‌ داشتند (همان‌، ص‌ ۶۹، به‌ نقل‌ از روزنامه سپهر ، ۲۳ اردیبهشت‌ ۱۳۵۸). بی‌نظمی‌ در امر چاپ‌ سبب‌ شد که‌ در مدت‌ کوتاهی‌ یک‌ آیین‌نامه‌ و دو لایحه قانونی‌ به‌ تصویب‌ برسد: لایحه قانونی‌ مطبوعات‌، مصوب‌ شورای‌ انقلاب‌ در مرداد ۱۳۵۸؛
لایحه قانونی‌ چاپ‌ اسناد و اوراق‌ بهادار دولتی‌، مصوب‌ همان‌ شورا در تیر ۱۳۵۹؛
و آیین‌نامه تأسیس‌ چاپخانه‌ و گراوورسازی‌، مصوب‌ همان‌ شورا در اسفند ۱۳۵۸ (برای‌ قوانین‌ و مقررات‌ مصوب‌ چاپ‌ رجوع کنید به رئیس‌ دانایی‌، ص‌ ۵۵).

چاپ کتاب و مقولات دیگر‌ در ایران‌ از ۱۳۵۷ش‌ به‌ این‌ سو به‌ طور کلی‌ بر اثر چند عامل‌ رو به‌ رشد نهاده‌ است‌: افزایش‌ عناوین‌ کتاب‌ و نشریه‌؛
برداشته‌ شدن‌ ممیزی‌، جز در دوره‌هایی‌ کوتاه‌؛
گسترش‌ آموزش‌ چاپ‌؛
انتشار نشریه‌های‌ تخصصی‌ در این‌ زمینه‌؛
گسترش‌ و تقویت‌ صنف‌ چاپ‌ و صنفهای‌ وابسته‌؛
ورود تجهیزات‌ و فنون‌ جدید چاپ‌، به‌ ویژه‌ استفاده‌ از رایانه‌ و دستگاهها و شبکه‌ها و نظامهای‌ رایانه‌ای‌ که‌ انقلابی‌ در اطلاعات‌ و ارتباطات‌ در سطح‌ جهانی‌ به‌ بار آورده‌ است‌؛
توسعه دانشگاهها و آموزش‌ عالی‌؛
افزایش‌ جمعیت‌ و رشد سریع‌ نسل‌ جدید لازم‌التعلیم‌ و نیاز به‌ چاپ‌ منابع‌ جدید؛
گسترش‌ نهضت‌ سوادآموزی‌ و نظایر اینها.

در ۱۳۷۱ ش‌ روش‌ چاپ‌ رنگی‌ در مطبوعات‌ به‌ کار گرفته‌ شد. روزنامه همشهری‌ نخستین‌ روزنامه رنگی‌ ایران‌ است‌. در همین‌ سال‌ آیین‌نامه جدیدی‌ در خصوص‌ تأسیس‌ چاپخانه‌ها و واحدهای‌ وابسته‌و چگونگی‌ نظارت‌ بر آنها به‌ تصویب‌ رسید (قاسمی‌،۱۳۸۰ ش‌ ب، ص‌۱۳۵).

آموزش‌ چاپ‌ هم‌ اکنون‌ در چند سطح‌ جریان‌ دارد. هنرستان‌ امام‌ صادق‌، هنرستان‌ فنی‌ سروش‌ (اصفهان‌ ۱۳۶۶ ش‌)، هنرستان‌ شهید آقایی‌زاده‌ (مشهد ۱۳۷۰ ش‌) و هنرستان‌ والفجر (قم‌ ۱۳۷۳ ش‌) در سطح‌ دیپلم‌ فنی‌ چاپ‌ آموزش‌ می‌دهند (رجوع کنید به «رشته چاپ‌ در هنرستان‌ها»، ص‌ ۱۹ـ۲۲). سالانه‌ حدود سیصد هنرجو از این‌ هنرستانها فارغ‌التحصیل‌ می‌شوند (کریمیان‌، ص‌ ۵۴۹). دانشگاه‌ شهید رجایی‌ (تهران‌ ـ لویزان‌ ۱۳۷۴ ش ‌( و مرکز آموزش‌ عالی‌ فنی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ (تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌) در مقطع‌ کاردانی‌، و مرکز آموزش‌ علمی‌ ـ کاربردی‌ فرهنگ‌ (تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌) در مقطع‌ کاردانی‌ وکارشناسی‌ ناپیوسته‌ دانشجو می‌پذیرد («مراکز سه‌گانه‌ آموزش‌ عالی چاپ‌، ص‌ ۶ـ۱۰).

موادی‌ از درسهای‌ مرتبط‌ با چاپ‌ در دانشکده‌های‌ هنر، ارتباطات‌ و علوم‌ کتابداری‌ و اطلاع ‌رسانی‌ در سطوح‌ کارشناسی‌ و کارشناسی‌ ارشد، و نیز در دوره‌های‌ آموزش‌ نشر و ویرایش‌ تدریس‌ می‌شود.

در زمینه چاپ‌ سه‌ نشریه تخصصی‌ و نیمه‌تخصصی‌ انتشار می‌یابد: ماهنامه صنعت‌ چاپ‌؛
ماهنامه چاپ‌ و بسته‌بندی‌ ؛
ماهنامه چاپ‌ و انتشار . اتحادیه‌های‌ دایر و فعال‌ در این‌ زمینه‌ عبارت‌اند از: اتحادیه صنف‌ چاپخانه‌داران‌؛
اتحادیه سازندگان‌ کلیشه‌ و لیتوگراف‌، مهر و پلاک‌، چاپ‌ اسکرین‌؛
اتحادیه صنف‌ صحافان‌؛
اتحادیه فروشندگان‌ کاغذ و مقوا؛
اتحادیه ناشران‌ و کتاب‌فروشان‌.

چاپ‌ تمبر، اوراق‌ بهادار، اسناد، بلیت‌ اتوبوسهای‌ شهری‌، برگه‌های‌ عوارض‌ و نظایر اینها در چاپخانه‌های‌ دولتی‌ و تحت‌ مقررات‌ خاصی‌ انجام‌ می‌گیرد. چاپخانه ویژه چاپ‌ اسکناس‌ در ۱۳۶۱ ش‌ تأسیس‌ و سال‌ بعد به‌ بهره‌برداری‌ رسید و از ۱۳۶۷ ش‌ اسکناس‌ کشور کلاً در این‌ چاپخانه‌ چاپ‌ شده‌ است‌ («چاپ‌ اسکناس‌»، ص‌ ۱۹). چاپ‌ جعلی‌ یکی‌ از مشکلاتی‌ است‌ که‌ ایران‌ و سایر کشورها با آن‌ روبه‌رو هستند و برای‌ مقابله‌ با خسارتهای‌ سنگینی‌ که‌ به‌ اقتصاد ملی‌ کشورها وارد می‌کنند، نیروهای‌ ویژه‌ای‌ تربیت‌ می‌شوند.

بر اثر توسعه چاپ‌ در سالهای‌ اخیر در ایران‌، شمار مشاغل‌ در حوزه چاپ‌ به‌ ۱۴۰ شغل‌ افزایش‌ یافته‌ است‌ (رجوع کنید به کریمیان‌، ذیل‌ عناوین‌). شمار مشاغلی‌ که‌ به‌ گونه‌ای‌ با چاپ‌ مرتبط‌ است‌، نسبتاً زیاد و در حال‌ افزایش‌ است‌. کاربرد گسترده رایانه‌ در چاپ‌، ورود شیوه‌های‌ چاپ‌ رقومی‌ (دیجیتال‌) و ابزارهای‌ فتوالکتریکی‌، و ارتباطی‌ که‌ فنّاوری‌ مخابرات‌ دوربرد و ماهواره‌ای‌ با فنون‌ چاپ‌دارد، بر شمار مشاغل‌ و تخصصهای‌ چاپ‌ افزوده‌ است‌. در ضمن‌، چاپِ هم‌زمان‌ و انتشار روزنامه‌ در چند شهر در ساعتی‌ معین‌، پدیده جدید دیگری‌ است‌ که‌ در ایران‌ در حال‌ گسترش‌ است‌. یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ چالشهایی‌ که‌ چاپخانه‌های‌ کشور، و به‌ویژه‌ چاپخانه‌های‌ قدیمی‌ با آن‌ روبه‌رو هستند، تحولات‌ سریع‌ در فناوری‌ چاپ‌ دیجیتال‌ و تأثیر آن‌ بر تولید و کاربرد ابزارهای‌ جدید است‌.
منابع‌:
فریدون‌ آدمیت‌، امیرکبیر و ایران، تهران‌ ۱۳۵۴ ش‌؛
یحیی‌ آرین‌پور، از صبا تا نیما، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۵۴ ش‌؛
لارنس‌ پل‌ الول‌ ـ ساتون‌، «مطبوعات‌ ایران‌ در نگاه‌ الول‌ساتن‌: متن‌ سخنرانی‌الول‌ ساتن‌ در باره مطبوعات‌ ایران‌ (سالهای‌ ۲۶ـ۱۳۲۰)»، کلک‌ ، ش‌ ۸۴ (اسفند ۱۳۷۵)؛
ایران‌. قوانین‌ و احکام‌، قانون‌ مطبوعات‌ طی‌ صد سال‌ در ایران‌ ، تحقیق‌ و تدوین‌ مسلم‌ رضایی‌، تهران‌ ۱۳۷۹ ش‌؛
شهلا بابازاده‌، تاریخ‌ چاپ‌ در ایران‌ ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛
محمود باقری‌، «سلسله‌ گفت‌وگوها پیرامون‌ نشر و فرهنگ‌: گفت‌وگوی‌ هشتم‌ با محمود باقری‌»، به‌کوشش‌ عبدالحسین‌ آذرنگ‌ و علی‌ دهباشی‌، بخارا ، ش‌ ۱۲ (خرداد و تیر ۱۳۷۹)؛
علی‌ بهزادی‌، شبه‌خاطرات‌، تهران‌ ۱۳۷۵ ش‌؛
مهدی‌ بهشتی‌پور، «تشکل‌های‌ صنفی‌ مطبوعات‌»، کلک، ش‌ ۸۴ (اسفند ۱۳۷۵)؛
ناصرالدین‌ پروین‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ ایرانیان‌ و دیگر پارسی‌نویسان‌ ، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌؛
«تاریخچه رشته چاپ‌ در هنرستان‌ امام‌ صادق‌ (ع‌)»، صنعت‌ چاپ‌ ، ش‌ ۱۱۵ (تیر ۱۳۷۱)؛
محمدعلی‌ تربیت‌، «تاریخ‌ تأسیس‌ مطبعه‌»، ارمغان‌ ، سال‌ ۱۲، ش‌ ۶ (مرداد ۱۳۱۰)، ش‌ ۷ (مهر ۱۳۱۰)؛
حسن‌ تقی‌زاده‌، «چاپخانه‌ و روزنامه‌ در ایران‌»، کاوه‌ ، دوره جدید، سال‌ ۲، ش‌ ۵ (رمضان‌ ۱۳۳۹)؛
«چاپ‌ اسکناس‌»، صنعت‌ چاپ‌ ، ش‌ ۱۸۵ (اردیبهشت‌ ۱۳۷۷)؛
«چاپ‌ کتاب‌های‌ درسی‌: مأموریت‌ حساس‌ برای‌ چاپخانه‌ها»، همان‌، ش‌ ۲۲۶ (مهر ۱۳۸۰)؛
فریبرز خسروی‌، سانسور: تحلیلی‌ بر سانسور کتاب‌ در دوره پهلوی‌ دوم‌ ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛
«در اولین‌ چاپخانه ایران‌ در برابر اولین‌ کتاب‌ چاپی‌»، صنعت‌ چاپ‌ ، ش‌ ۱۰۴ (خرداد ۱۳۷۰)، ش‌ ۱۰۵ (تیر ۱۳۷۰)؛
بیژن‌ درویش‌، «۲۶ سال‌ آموزش‌ چاپ‌ در ایران‌: ۱۳۷۰ـ۱۳۴۴»، همان‌، ش‌ ۱۰۶ و ۱۰۷ (مرداد وشهریور ۱۳۷۰)؛
هاروتون‌ درهوهانیان‌، تاریخ‌ جلفای‌ اصفهان‌ ، ترجمه لئون‌ میناسیان‌ و محمدعلی‌ موسوی‌ فریدنی‌، اصفهان‌ ۱۳۷۹ ش‌؛
اسماعیل‌ رائین‌، اولین‌ چاپخانه ایران‌ ، تهران‌ ۱۳۴۷ ش‌؛
«رشته چاپ‌ در هنرستان‌ها»، صنعت‌ چاپ‌ ، ش‌ ۲۰۲ (مهر ۱۳۷۸)؛
محمداسماعیل‌ رضوانی‌، «نقش‌ مطبوعات‌ در انقلاب‌ مشروطیت‌»، کلک‌ ، ش‌ ۸۴ (اسفند ۱۳۷۵)؛
داود رمضان‌ شیرازی‌، «سلسله‌ گفت‌وگوها پیرامون‌ نشر و فرهنگ‌: گفت‌وگوی‌ نهم‌ با داود رمضان‌ شیرازی‌»، به‌کوشش‌ عبدالحسین‌ آذرنگ‌ و علی‌ دهباشی‌، بخارا ، ش‌ ۱۳ و ۱۴ (مرداد ـ آبان‌ ۱۳۷۹)؛
محمدامین‌ ریاحی‌، «ماجرای‌ کتابهای‌ درسی‌»، هماان‌، سال‌ ۱، ش‌ ۲ (مهر و آبان‌ ۱۳۷۷)؛
اقدس‌ رئیس‌دانایی‌، فهرست‌ قوانین‌ و مصوبات‌ فرهنگی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌: از اسفند سال‌ ۱۳۵۷ـ۱۳۷۵ ، تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌؛
کارکین‌ سرکیسیان‌، «ارامنه‌ و ایران‌»، ترجمه هراند قوکاسیان‌، مجله هور ، ش‌ ۳۵ (اردیبهشت‌ ۱۳۵۳)؛
محمدعلی‌ سفری‌، قلم‌ و سیاست‌ ، تهران‌ ۱۳۷۱ـ۱۳۸۰ ش‌؛
نصراللّه‌ فلسفی‌، زندگانی‌ شاه‌عباس‌ اول‌ ، ج‌ ۳، تهران‌ ۱۳۵۳ ش‌؛
ویلیام‌ فلور، «چاپخانه‌ در ایران‌ عصر صفوی‌»، ترجمه قدرت‌اللّه‌ روشنی‌ زعفرانلو، آینده‌ ، سال‌ ۱۲، ش‌ ۱۱ـ۱۲ (بهمن‌ ـ اسفند ۱۳۶۵)؛
فرید قاسمی‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ ایران‌، مجموعه‌ مقالات‌: «چاپ‌ و نشر در سال‌ پرماجرای‌ ۱۲۹۷ خورشیدی‌»، تهران‌ ۱۳۷۹ ش‌ الف‌ ؛
همو، «سرآغاز چاپ‌ مطبوعات‌ در ایران‌»، صنعت‌ چاپ‌ ، ش‌ ۲۱۵ (آبان‌ ۱۳۷۹ ب‌ )؛
همو، سرگذشت‌ مطبوعات‌ ایران‌ ، ج‌ ۱ و ۲؛
روزگار محمدشاه‌ و ناصرالدین‌شاه‌ ، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌ الف‌ ؛
همو، مطبوعات‌ ایران‌ در قرن‌ بیستم‌ ، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌ ب‌ ؛
مرتضی‌ کریمیان‌، راهنمای‌ مشاغل‌ صنعت‌ چاپ‌ ۱۳۷۸ ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛
مجله بانک‌ ملی‌ ایران‌ ، ش‌ ۲۷ (شهریور ۱۳۱۷)؛
حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تاریخ‌ مؤسسات‌ تمدنی‌ جدید ، تهران‌ ۱۳۵۴ـ ۱۳۶۸ ش‌؛
مهدی‌ محسنیان‌راد، «مطبوعات‌ سالهای‌ نخست‌ انقلاب‌ اسلامی‌»، کلک‌ ، ش‌ ۸۴ (اسفند ۱۳۷۵)؛
«مراسم‌ افتتاح‌ شهر چاپ‌ مشهد»، گزارش‌ کتاب‌ ، ش‌ ۴۵ (مرداد ۱۳۸۰)؛
«مراکز سه‌گانه آموزش‌ عالی‌ [چاپ‌]»، صنعت‌ چاپ، ش‌ ۲۰۲ (مهر ۱۳۷۸)؛
مؤسسه نوریانی‌، پنجمین‌ نمایشگاه‌ چاپ‌ و بسته‌بندی‌ ، تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌ (جزوه تکثیر شده‌)؛
حمید مولانا، سیر ارتباطات‌ اجتماعی‌ در ایران‌ ، تهران‌ ۱۳۵۸ ش‌؛
حسین‌ میرزای‌ گلپایگانی‌، تاریخ‌ چاپ‌ و چاپخانه‌ در ایران‌: ۱۰۵۰ قمری‌ تا ۱۳۲۰ شمسی‌، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛
لئون‌ میناسیان‌، «اولین‌ چاپخانه‌ در ایران‌»، در مجموعه‌ مقالات‌ پنجمین‌ کنگره تحقیقات‌ ایرانی‌ ، ج‌ ۱، به‌کوشش‌ مرتضی‌ تیموری‌، اصفهان‌: دانشگاه‌ اصفهان‌، ۱۳۵۴ ش‌؛
مجتبی‌ مینوی‌، تاریخ‌ و فرهنگ‌ : «اولین‌ کاروان‌ معرفت‌»، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌؛
سعید نفیسی‌، «صنعت‌ چاپ‌ مصور در ایران‌»، پیام‌ نو ، دوره ۲، ش‌ ۵ (فروردین‌ ۱۳۲۵)؛
همو، «نخستین‌ چاپهای‌ مصور در ایران‌»، راهنمای‌ کتاب‌ ، سال‌ ۱، ش‌ ۳ (پاییز ۱۳۳۷)؛
حسن‌ هاشمی‌ دهکردی‌، «چاپ‌ سنگی‌: حیات‌ تازه‌ای‌ در کتابت‌»، فصلنامه هنر ، ش‌ ۷ (زمستان‌ ۱۳۶۳)؛
لطف‌اللّه‌ هنرفر، «مشاغل‌ و مناصب‌ ارامنه جلفای‌ اصفهان‌ در دوره صفویه‌ و قاجاریه‌»، وحید ، سال‌ ۲، ش‌ ۸ (مرداد ۱۳۴۴)؛

(۶۴) Peter Avery, “Printing: the press and literature in modern Iran”, in The Cambridge history of Iran , vol.7, ed. Peter Avery, Gavin Hambly, and Charles Melville, Cambridge 1991;
(۶۵) Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l’Orient , new ed. by L. Langles, Paris 1811;
(۶۶) EIr . s.vv. Abbās Mirza” (by H. Busse),” Akkas- Basi” (by F. Gaffary);
(۶۷) Ulirch Marzolph, Narrative illustration in Persian lithographed books , Leiden 2001.

عبدالحسین‌ آذرنگ‌، دانش‌نامه جهان اسلام، جلد اول، مدخل چاپ و چاپخانه